بوی باران که می آید...
پرده را کنار میزنم....
باد صدای خنده هایت را برایم آورده...
دیگر همه چیز عوض شده...
نه شب ها خودم را زیر پتو قایم میکنم که صدای گر یه هایم شنیده نشود...
و نه تمام شهر را برای قراری که میدانم نمی آیی طی میکنم...
حالا فقط گوش میدهم...و نگاه میکنم...
تو حالا مردی در دوردست ها نیستی...تو اینجایی...
در گلدان شمعدانی مادرم...
و در بوی باران...و در صدای باد...
تو در پرتو های ماهتابی...
دیگر دور نیستی از من...
همین جایی...
در تک تکٍ نفس هایم...

/ 1 نظر / 11 بازدید
نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran با تشکر[گل] [گل]