دلنوشته های من

در تـقـدیـر هـر انـسـانـی مـعـجـزه ای خـاص از طـرف خُـدا تـعیین شـده است .........

برای غزه...
گاه می‌اندیشم به سکوت آدمها در قبال ظلمها!
به گریه باران بر زمین و فقط گریه باران!
به نگاه معصوم کودکی مرده در آغوش مادری زیرآوار مانده!
می اندیشم و گاه به یاد می آورم
که انسان را چه شده است که این گونه خاموش مانده؟!
و هیچگاه فراموش نمیکنم…
و تو چه میدانی از درد و رنجِ آوارگی!
طعم ظلم و ویرانی منزلت را چشیده‌ای؟!
گرسنگی و تحریم!
مریضی و نداشتن دارو!
خواب و بیدار شدن با صدای بمب هواپیما!
و صدای گریه و شیون مردم!
و آنگاه حیران می‌شوم که مرا تروریست می‌خوانند!
و می‌اندیشم که مگر دفاع از وطن جرم است!
مگر آزادی برای ما حقی قائل نشده!
می‌گویند سرزمینت بدون مردم بوده!
و من با خود می‌گویم پس آن همه مردم که من میشناسم که بودند؟!
و به یاد می‌آورم که انسان را چه شده است که این گونه خاموش مانده؟!

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٥ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()


 Design By : Pichak