دلنوشته های من

در تـقـدیـر هـر انـسـانـی مـعـجـزه ای خـاص از طـرف خُـدا تـعیین شـده است .........

خداحافظ نگو وقتی تا هر جا باشی همراتم

تو اون گرمای خورشیدی که میری رو به خاموشی

نمی دونی چقد سخته شبِ سرد فراموشی

شبی که کوله بارت رو میون گریه می بستی

یه احساسی به من می گفت هنوزم عاشقم هستی

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو وقتی تا هر جا باشی همراتم

چرا حالت پریشونه چرا مایوس و دل سردی

خداحافظ نگو وقتی هنوزم میشه برگردی

تو یادت رفته اون روزا یکی تنها کست میشد

خداحافظ که می گفتی خدا دلواپست میشد

خداحافظ نگو هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو تا هر جا باشی همراتم

خداحافظ نگو

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱۳ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()


 Design By : Pichak