دلنوشته های من

در تـقـدیـر هـر انـسـانـی مـعـجـزه ای خـاص از طـرف خُـدا تـعیین شـده است .........

 

 

 

 
ﻣﺮداد

ﻣﺎ ﺑدهکاریم 
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺻﻤﻴﻤﺎﻧﻪ ز ﻣﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ 
ﻣﻌﺬرت ﻣﯽ ﺧﻮاهم ﭼﻨﺪم ﻣﺮداد اﺳﺖ ؟ 
و ﻧﮕﻔﺘﻴﻢ 
ﭼﻮﻧﮑﻪ ﻣﺮداد 
ﮔﻮر ﻋﺸﻖ ﮔﻞ ﺧﻮﻧﺮﻧﮓ دل ﻣﺎ ﺑﻮدﻩ اﺳﺖ

     

اتمام دوره 
من حسینم , پناهی ام
خودمو می بینم
خودمو می شنفم
تا هستم جهان ارثیه بابامه.
سلاماش و همه عشقاش و همه درداش , تنهائیاش
وقتی هم نبودم مال شما.
اگه دوست داری با من ببین , یا بذار باهات ببینم
با من بگو یا بذار باهات بگم
سلامامونو , عشقامونو , دردامونو , تنهائیامونو
 
 
ﺑﻘﺎ

دﻩ دﻗﻴﻘﻪ ﺳﮑﻮت ﺑﻪ اﺣﺘﺮام دوﺳﺘﺎن و ﻧﻴﮑﺎﻧﻢ 
ﻏﮋ و ﻏﮋ ﮔﻬﻮارﻩ هاﯼ ﮐﻬﻨﻪ و ﺟﺮﻳﻨﮓ ﺟﺮﻳﻨﮓ زﻧﮕﻮﻟﻪ هﺎ 
دوﺳﺖ ﺧﻮب ﻣﻦ 
وﻗﺘﯽ ﻣﺎدرﯼ ﺑﻤﻴﺮد ﻗﺴﻤﺘﯽ از ﻓﺮزﻧﺪاﻧﺶ را ﺑﺎ ﺧﻮد زﻳﺮ ﮔﻞ ﺧﻮاهﺪ ﺑﺮد 
ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺎدراﻧﻤﺎن را دوﺳﺖ ﺑﺪارﻳﻢ 
وﻗﺘﯽ اﺧﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﯽ دﻟﻴﻞ وﺳﺎﻳﻞ ﺧﺎﻧﻪ را ﺑﻪ هﻢ ﻣﯽ رﻳﺰﻧﺪ 
ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺪوﻳﻢ دﺳﺘﺸﺎن را ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ 
ﺗﺎ ﻣﺒﺎدا ﮐﻪ ﺧﺪاﯼ ﻧﮑﺮدﻩ ﺗﺐ ﮐﺮدﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ 
ﻣﺎﺑﺎﻳﺪ ﭘﺪراﻧﻤﺎن را دوﺳﺖ ﺑﺪارﻳﻢ 
ﺑﺮاﻳﺸﺎن دﻣﭙﺎﻳﯽ ﻣﺮﻏﻮب ﺑﺨﺮﻳﻢ 
و وﻗﺘﯽ دﻳﺪﻳﻢ ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ اﯼ ﺧﻴﺮﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ اﻧﺪ ﺑﺮاﻳﺸﺎن ﻳﮏ اﺳﺘﮑﺎن ﭼﺎﯼ ﺑﺮﻳﺰﻳﻢ 
ﭘﺪران ‚ ﭘﺪران ‚ ﭘﺪراﻧﻤﺎن را 
ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ دوﺳﺖ ﺑﺪارﻳﻢ
 
حسین پناهی بازیگر نبود،خودش بود.پشت دوربین و جلوی دوربین برایش تفاوتی نداشت.او همانقدر که با بقالی سرکوچه اش راحت بود ممکن بود با برتولوچی راحت باشد.قالب بازی هایش هم همین بود.جهان غریب او همانقدر جلوی دوربین عیان می شد که روی صحنه تئاتر،که بر دفتر شعر.کارگردانهای سینمای ایران هم این موضوع را می دانستند و بر اساس قالب شخصیتش فیلمنامه می نوشتند.او که در اوایل دهه۶۰با ترک معلمی و طلبگی سر از آموزشگاه بازیگری آناهیتا در آورده بودزیر دست استاد مهرداد اسکویی با عناصر نمایشی و بازیگری آشنا شد و “دو مرغابی در مه” به مخاطبان معرفی اش کرد.”گال” گرچه گام نخست پناهی در سینما به شمار می آید و از همان ابتدا توانائی اش در ارائه شیوه خاص بازیگری اش رابه رخ می کشد اما تله تئاتر “دو مرغابی در مه” از آن جهت اهمیت پیدا می کند که شخصیت “الیاس” به شدت به خودش و جهان ذهنی اش نزدیک است.پناهی در سالهای بازیگری اش ۱۷ فیلم و چند سریال و تئاتر صحنه ای بازی کرد که در همه آنها نقش واحد خودش را بازی می کرد.یقینا هیچ کسی نمی توانست نقش هایی که برای او نوشته می شوند بازی کندنقش هایی همچون اوینار،مرد ناتمام،سایه خیال و …
دوشنبه شب(۱۹آذر) بینندگان تلویزیون ایران شاهد پخش دومین قسمت از سریال “روزگار قریب” کار ارزشمند کیانوش عیاری بودند.اثری که آخرین فعالیت بازیگری حسین پناهی به شمار می آید.پناهی در این سریال نقش دستیار حکیم نابینای روستای گرکان را بازی می کند که مثل همه کارهایش دیدنی است.او در این کار هم شخصیتی شوخ و شنگ دارد که با زبان تلخ خود قلب پاکش را به رخ اهالی روستا می کشد.پناهی با بداهه پردازی های همیشگی به ایفای نقش خود می پردازدو در اینجا هم گویش و تون صدایش به خدمت شخصیت “لطفعلی” می آید.
 
حسین پناهی متولد 6شهریور ماه 1335 مطابق با 28 آگوست 1956 در روستای دژکوه از توابع استان کهکیلویه و بویر احمد متولد شد . 
گرچه در کالبد شناسی پس از مرگ و بر اساس آزمایش دی . ان . ای  زمان تولدش 6 شهریور 1339 ( 1960) تشخیص داده شد 
پدرش علی پناه و مادرش ماه کنیز نام داشت .
 پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه ی آیت الله گلپایگانی رفته بود و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت.چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می کرد. تا اینکه زنی برای پرسش مساله ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین می رود.از حسین می پرسد که فضله ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می دانست روغن نجس است،ولی اینرا هم می دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشکلی ندارد.بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد.حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند.
 
 
پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند. 
با پخش نمایش دو مرغابی درمه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.
نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد.
در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز تلخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعربود. و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،این مجموعه ی شعر تا کنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است. 
 

وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت.
 
 
 

 

 
معنای این همه سکوت چیست؟ 
 
من گم شدم در تو؟ 
 
یا تو گم شدی در من ، ای زمان؟
 
کاش هرگز آن روز
 
از درخت انجیر 

پایین نیامده بودم." 
 
 

کارنامه هنری


فیلم ها :

گذرگاه /گال/تیرباران /هی جو/نار و نی /در مسیر تندباد /ارثیه /راز کوکب/ سایه خیال/چاووش /اوینار /هنرپیشه/مهاجران /مرد ناتمام /روز واقعه/آرزوی بزرگ/بلوغ /مریم مقدس /قصه های کیش ( اپیزود اول، کشتی یونانی ) /بابا عزیز 

مجموعه های تلویزیونی :

محله بهداشت/گرگها/رعنا/آشپزباشی/کوچک جنگلی/روزی روزگاری/مثل یک لبخند/ایوان مدائن/خوابگردها/هشت بهشت/امام علی/همسایه ها/دزدان مادربزرگ/آژانس دوستی/شلیک نهایی/آواز مه 

کتابها:

من و نازی/ستاره/چیزی شبیه زندگی/دو مرغابی درمه/گلدان و آفتاب/پیامبر بی کتاب/دل شیر

علاوه بر اینها دو نوار با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده است.«سلام خداحافظ» و « ستاره».

جوایز :

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (مهاجران)
[ دوره 11 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1371 ]

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در مسیر تندباد)
[ دوره 7 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1367 ]

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
[ دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]

>> برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
[ دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]
 
 
 


1337/1958 
فوت پدر 

1341 / 1962 
رفتن به مکتب خانه دژکوه 

1345 / 1966 
اتمام دوره 
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱٤ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()


 Design By : Pichak