دلنوشته های من

در تـقـدیـر هـر انـسـانـی مـعـجـزه ای خـاص از طـرف خُـدا تـعیین شـده است .........

شب یلـــــــدا یا شب عزای اهل بیت...

دوستان خوبم! شب یلدای امسال مصادف شده با شب شهادت پیامبر اکرم و امام حسن علیهما السلام... مراقب باشیم در شب عزای اهل بیت، شادی نکنیم.
متوجه اندوه دل امام زمان باشیم و با همراهی خودمون به ایشون تسلیت بگیم
آجرک الله یا بقیه الله....

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٩ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم..
بچه ای بسیار شلوغ میکرد..
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید..
آن بچه قبول کرد و آرام شد..
قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم...
ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای....
به او گفته ای شکلات میخرم ولی نخریدی!!!
با کمال تعجب بازداشت شدم!!
در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی!!!
آنها با نظر عجیبی به من مینگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه!!!
به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!!!
آنها گدای یک بسته شکلات نبودند...
آنها نگران بدآموزی بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند!!!
نقل از کتاب چرا عقب مانده ایم ؟
نوشته دکتر علی محمد ایزدی

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٩ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

در مملکتی که سلطانش اقا علی ابن موسی الرضاست مگه میشه شب شهادت اقا نشست و شیرینی خورد
دلم یلدا نمیخواهد
غروب سرد فردا را نمیخواهد
دل زینب چو غمگین است
دل من پسته خندان نمیخواهد
گلوی اصغرش خشکید از گرما
دل من هم انار قرمزو شیرین نمیخواهد
گل نرگس عزادار است این شبها
دل من رنجش صاحب عزا نمیخواهد..

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٩ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٦ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

ﺷﯿﺨﯽ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪﯼ : ﭘﻮﺳﺖ ﮐﻠﻔﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﮐﺪﺍﻣﻨﺪﯼ؟ 
ﺷﯿﺦ ﻗﺪﺭﻯ ﺑﯿﺎﻧﺪﯾﺸﯿﺪﻧﺪﯼ ﺳﭙﺲ ﺑﻔﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﺮﯾﺪﯼ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ : ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﻭ ﯾﺎ ﺷﯿﺦ؟ ﺷﯿﺦ ﺑﮕﻔﺘﯽ : ﺁﺏ ﻧﯿﺘﺮﺍﺕ ﺩﺍﺭ ﻧﺎﻥ ﺟﻮﺵ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﻧﺞ ﺁﺭﺳﻨﯿﮏ ﺩﺍﺭ ﺳﺒﺰﯾﺠﺎﺕ ﺑﺎ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎ ﺑﺎ ﮐﻮﺩ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﻭ ﺳﻤﻮﻡ ﺩﻭﺯ ﺑﺎﻻ ﻟﺒﻨﯿﺎﺕ ﺑﺎ ﺭﻭﻏﻦ ﭘﺎﻟﻢ ﮔﻮﺷﺖ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﺼﺮﻑ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺭ ﻣﺮﻍ ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ ﺁﻟﻮﺩﮔﯽ ﻫﻮﺍ ﭘﺎﺭﺍﺯﯾﺖ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﺳﻘﻮﻁ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻭ ﮐﻤﺎﮐﺎﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺟﻮﮎ ﻫﻤﯽ ﭘﺮﺍﮐﻨﻨﺪ. ﮐﺮﮔﺪﻥ ﻭ ﺍﺳﺐ ﺁﺑﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪﯼ ﺗﺎ ﺑﺤﺎﻝ ﺗﺮﻛﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪﯼ

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٥ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید دید، این شمالی ترین شهر دانمارک است، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم می پیوندند. اما به دلیل شور بودن آب یکی و شیرین بودن آب دیگری، این دو دریا با هم یکی نمی شوند...
♥•٠·˙ 
☂ سوره مبارکه فرقان آیه 53:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

☂ سورة مبارکه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج می‏شود.

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٥ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

حی علی الصلوه
♥•٠·˙ 
استاد قرائتی:
اگر در اینجا پسر من حضور داشت و 6 بار من او را صدا بزنم که آقازاده با شما هستم و او در این 6 بار جواب من را ندهد،‌ شما نمی‌گویید، چه پسر بی‌ادبی! 

حال اگر کسی که صدای اذان را بشنود، 
• دو بار «حی علی الصلوٍة»، 
• دو بار دیگر «حی علی الفلاح» 
• و دو بار دیگر «حی علی خیر العمل»
به او گفته شود و همچنان نسبت به اقامه نماز بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اهمیت باشد، این شخص بی‌ادب نیست!؟

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٥ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

• نوزادان را به خاطر معصومیتشان،
• کودکان را به خاطر خنده هایشان،
• جوانان را به خاطر رشادتشان،
• زنان را به خاطر فداکاری هایشان،
• و پیران را به خاطر ضعف شان ...
فارغ از هر دین و آیینی که داشته باشند
دوست می دارم...

این دل جای کینه و دشمنی با انسانها نیست اگر...
نگاهم را عوض کنم که فرمود:
"هل الدین الّا الحُب"؟

تنها کسانی را دشمن می دارم که انسانیت انسان ها را زیر پا له می کنند،
ظُلــم می کنند 
تکبّــر می کنند
در زمین فساد می کنند ...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٥ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٤ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٤ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

.. تنـهــایــی :. 
.همــیـشــه کنــج اتــاق نشــسـتــن و کِــــز کــــردن نیسـت 
.... گـــــاهــــی 
...کـــه وســـط خنــــده هـــاتـــ اشــــک میــــــریــــزی 
....تـنــــهـــایـــی رفیــــــق .....!!!

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٩ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

بعد از دیدن این عکس شخصیتشما معلوم می شود!
بعد از دیدن این عکس شخصیتشما معلوم می شود! در این تصویر ۲ چهره وجود دارد … اگر چشم شما بیشتر میتواند چهره انسان را ببیند:
شما فرد آرام و لطیفی هستید . ولی اگر چشم شما روی تصویر گرگ است:
شما فردی با یک زندگی پر تنش و استرس هستید . در جواب ها بنویسید که کدام تصویر را بیشتر و راحت تر میبینید …

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۸ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

....

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۸ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

....

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۸ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

این روزها “بــی” در دنیای من غوغا میکند!
بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،
بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا
بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام
بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح
بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان
بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو……

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۸ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

معده ی گرسنه ی کارگرِ زحمتکش مدام " این نیز بگذرد"

را زمزمه می کند .

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۸ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

هر کُجا زیبایی هست،
.... ردِّ دست های تو را می بینم ... 

♡❤

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۸ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

کـِـبریت را همــ بخواهی روشَن نگــه داری

وَقتی نَسیمی می وزد

آن را بین دَستـَــت پِــنــهان می کُنی

اینجــــا

در شَهـــــــــــرِ مــا

طـــوفانی به پــاست

چِگونه خود را روشَن نِگه دارَمــــ

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۸ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

هنگامی که گفته می شود: «ولایت از آن خداست»، منظور از آن همراهی خداوند با همة موجودات است. و هنگامی که گفته می شود: «فلان شخصی ولیّ خدا است» منظور این است که وی به مرتبه ای از سیر اخلاقی و عرفانی رسیده که همة حجاب های نفسانی بین او و خدا از میان رفته است.

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۸ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

امروز اولین روز بقیه عمر ماست... اگر اولش به فکر آخرش نباشی ، آخرش به فکر اولش می افتی ...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٧ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

اهانت به امام و انقلاب و طرفتاری از سران فتنه در روز دانشجو

دانشجویی که به امام بی احترامی کنه جاش تو دانشگاههای پاک این سرزمین نیست .

شرم بر دانشجوی بی هویت .

و ننگ بر مسئول بی غیرت

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٧ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

هیچگاه دل آنان که بیصدا گریه میکنند را نشکنید
اینها کسی را
برای پاک کردن اشک هایشان
نـــدارند...

"حسین پناهی"

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٧ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

عشق به زندگى ،هر چه را بخواهید
در دسترستان قرار خواهد داد !
فرداى هر کس ،با اندیشه امروز او ،
ساخته خواهد شد ...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٧ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

به اینکه زن فقط برای عشقش باشه و زیباییشو به هرکسی نشون نده میگن تحجر و عقب موندگی...
اما خودشون...
حالا قضاوت با شما خواننده فهمیده و عاقل...
1 یا 2؟؟؟

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٧ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

حلال تر از شیر مادر...!

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

نقطه ها،
دکمه های کلمات اند...
هر حرفی که میزنیم،
لباسی تنِ احساسی کرده ایم...
حواسمان باشد،
دکمه ها را
جا به جا
نبندیم

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

رحیم‌پور ازغدی در مسیر نجف به کربلا:
برخی قمه می‌زنند اما به جنگ داعش نمی‌روند!
♥•٠·˙ 
عزای امام حسین (ع) مقدمه جهاد در مکتب آن حضرت است،
امروز برخی قمه می‌زنند اما به جنگ داعش و صهیونیست‌ها نمی‌روند؛ 
اینها جزو همان کسانی هستند که به امام حسین (ع) می‌گفتند : "شما حق هستید و ما هم شک نداریم، اما آیا آمدن ما به کربلا در پیروزی شما نقش دارد یا بی فایده است که اگر نقشی ندارد، آمادگی مردن نداریم. "

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را ،

و دریایى غرق نمی کند "موسى" را ؛

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد ،

تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش ؛

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ،

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد !

مکر زلیخا زندانیش می کند ،

اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند...

از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

و خدا نخواهد ؛

نمی توانند ...

او که یگانه تکیه گاه من و توست !

پس ؛

به "تدبیرش" اعتماد کن ،

به "حکمتش" دل بسپار ،

به او "توکل" کن ؛

و به سمت او "قدمی بردار" ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

قهوه و شعر و خیال تو و این باد خنک
باز لبخند بزن ، قهوه شکر می خواهد

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

بوی باران که می آید...
پرده را کنار میزنم....
باد صدای خنده هایت را برایم آورده...
دیگر همه چیز عوض شده...
نه شب ها خودم را زیر پتو قایم میکنم که صدای گر یه هایم شنیده نشود...
و نه تمام شهر را برای قراری که میدانم نمی آیی طی میکنم...
حالا فقط گوش میدهم...و نگاه میکنم...
تو حالا مردی در دوردست ها نیستی...تو اینجایی...
در گلدان شمعدانی مادرم...
و در بوی باران...و در صدای باد...
تو در پرتو های ماهتابی...
دیگر دور نیستی از من...
همین جایی...
در تک تکٍ نفس هایم...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﮔﺮ "ﻧﻤﺎﺯ " ﺑﻮﺩ
ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﮔﺮ "ﻧﻤﺎﺯ " ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻔﺮ، ﺫﻭﻕ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻧﺶ !
ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﮐﻌﺖ ﺁﺧﺮﺵ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﮐﯿﻒ ﻧﺪﺍﺷﺖ !
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،
ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻤﺶ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
"ﺧﻼﺹ " ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ...
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﭘﺎﻧﺘﻮﻣﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺩﺭﺱ ﺷﺎﺭﮊﺭ ﮔﻮﺷﯽ ...
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،
ﮐﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻃﻼﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻠﻖ ﺍﯾﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﮑﺮ !!
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻓﻼﻥ ﻫﻤﮑﺎﺭ !
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺴﺎﺏ !!
ﻧﻪ
ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ "ﻧﻤﺎﺯ " ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ، ﯾﮏ "ﮐﺎﺭﻭﺍﺵ ﻗﻮﯼ " ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﺴﺖ ﺍﺯ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﻟﮑﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ.
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ، ﻣﯽ ﺷﺪ " ﮐﯿﻤﯿﺎ " ﻭ ﻣﺲ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻃﻼ ...
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،
ﻣﯽ ﺷﺪ ﭘﻞ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻩ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺍﺭﻭ، ﻣﯽ ﺷﺪ
ﻣﺮﻫﻢ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺭﻣﺎﻥ،ﻣﯽ ﺷﺪ ﺷﺎﻩ ﮐﻠﯿﺪ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﻣﯿﻌﺎﺩﮔﺎﻩ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ....
ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺁﺳﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺳﺨﺎﻭﺩﺗﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ،
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ.
ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﻨﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻦ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻢ،
ﻧﻤﺎﺯ " ﺷﻮﺩ .... ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ !

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٢ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

♥♥♥به بچه هامون وعده سر خرمن ندیم!

امام کاظم (علیه السلام) :
اگر به اطفال وعده‌ای دادید وفا کنید (و تخلف ننمائید)، زیرا کودکان گمان می کنند شما رازق آن ها هستید. خداوند برای هیچ چیز به اندازه تجاوز به حقوق زنان و کودکان غضب نمی کند.

┘◄ الکافی، ج۶، ص۵۰

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱۱ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

بشتابید به سوی نماز 
♥•٠·˙ 
التماس دعا 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۸ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

و خدایی دارم . . .
مثل گلبرگ شقایق ناز است

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۸ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

کاش همه می فهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد
بهتر از دل بستن به طاووسیست که تنها زیبایی دارد ...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۸ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

مسلمان شدن موریس بوکای بوسیله جسد فرعون

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ(یونس/92)

بدان که امروز بدنت را برهانیم تا براى آیندگانت مایه عبرت باشد، وچه بسیار از مردم از آیات ما غافلند.
--------------------------------------------------------------------------------------------
مسلمان شدن موریس بوکای بوسیله ی جسد فرعون

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981 میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرنسه منتقل کند.
جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان

باستان شناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898 میلادی و تقریبا در حدود 200 سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیج انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئوله نمی گذرد؟!
و آیا ممکن است محمد(ص) هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته؟ پروفسور موریس بوکای تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر بازگرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر ذر مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و آیه 92 سوره یونس را برای او تلاوت نمود.
این آیه او را بسیار تحت تاثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد. و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد ...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٥ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

نماز --- نماز --- نماز !!!
♥•٠·

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٥ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ... !

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٤ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

....
نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٤ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

بعضی وقت ها از همه دنیا
یه فنجان چای میخواهی و یه دلِ خوش ...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٤ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

جان خود در ره "اولاد علی" می بازیم
همچو "مالک" به "عدوان علی" می تازیم
ای که گویی که خلایق ز "ولی" خسته شدند
کوری چشم تو بر "سید علی" می نازیم

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٤ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

امام علی علیه السّلام فرمودند: 
مَن ساءَ خُلقُهُ، مَلَّهُ اَهلُهُ 
هر کس بد اخلاق باشد، خانواده اش از او دلتنگ و خسته مى شوند. 
تحف العقول، ص 214

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٤ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

همانقدر که زن را باید فهمید...

مرد را هم باید درک کرد...

ﻫﻤﺎﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺯﻥ "ﺑﻮﺩﻥ" ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ...

ﻣﺮﺩ ﻫﻢ "ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ" ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ....

همانقدر که باید قربان صدقه ی رویِ ماهِ بی آرایشِ زن رفت...

باید فدایِ خستگی هایِ مرد هم شد...

همانقدر که باید بی حوصلگی هایِ زن را طاقت آورد...

کلافگی هایِ مرد را هم باید فهمید...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٤ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

وقتی اینارو میبینم.به نظره من شکست عشقی مزحکترین درد دنیاست

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٤ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

من ســـــــاده دلـــــم بـﮧ دلـے کار نـدارم

جز حضـــرتـ اربابــــــــــ خـریــــــــــدار نـدارم

با لطمـــــــﮧ بـروے بــــــدن خود بنــــوشتــم

مـن مست حـسـیـنـیـــم بـﮧ کسـے کار نـدارم

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۳ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

خدایا ♡❤
اگہ یه روز فراموش کردم کہ خداے بزرگے دارم
تو فراموش نکن کہ بنده کوچیکے دارے
با نوازشے یا شاید تلنگرے آرام
وجودت را ...
همراهیت را ...
مهربانے و بزرگیت را ...
بہ من یادآوری کن .

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

اندکی...
تنها اندکی لرزش در صدا...
و ترس در سیمایت نبود،
وقتی که گفتی با خاک یکسان خواهیم کرد
تل آویو و حیفا را...
اگر غلطی از آنها سر بزند...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()


 Design By : Pichak