دلنوشته های من

در تـقـدیـر هـر انـسـانـی مـعـجـزه ای خـاص از طـرف خُـدا تـعیین شـده است .........

 

 

 

 

تا حالا برایتان پیش آمده که از خواب بیدار شده باشید ولی نتوانید تکان بخورید؟فلج خواب(sleep paralysis) به حالت ناتوانی در انجام حرکات ارادی حین خواب اطلاق می شـود.. 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢٩ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢٦ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

شعر زیبا و پر مفهوم ، به کوروش چه خواهیم گفت؟

شعری زیبا، پرمعنا و فرهنگی در وصف ایران زمین و کوروش کبیر

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٥ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

 سخنان زیبای بزرگان درباره کوروش بزرگ

 سخنان معروف بزرگانی همچون افلاطون ، دکتر هانری و دیگر تاریخدانان درباره کوروش بزرگ



سخنان زیبای بزرگان درباره کوروش بزرگ

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٥ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

این شعر بسیار خواندنی سروده آقای محبت و از کتاب چهارم دبستان

در کنار خطوط سیم پیام            خارج از ده دو کاج روئیدند
سالیان دراز رهگذران              آن دو را چون دو دوست میدیدند

یکی از روز های سرد پاییزی      زیر رگبار و تازیانه باد
یکی از کاج ها به خود لرزید       خم شدو روی دیگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا             خوب درحال من تامل کن
ریشه هایم زخاک بیرون است       چند روزی مرا تحمل کن

کاج همسایه گفت با تندی            مردم آزار از تو بیزارم
دور شو دست از سرم بردار         من کجا طاقت تورا دارم

بینوا راسپس تکانی داد               یار بی رحم و بی مروت او
سیمها پاره گشت و کاج افتاد         برزمین نقش بست قامت او

مرکز ارتباط دید آن روز               انتقال پیام ممکن نیست
گشت عازم گروه پی جویی           تا ببیند که عیب کار از چیست

سیمبانان پس از مرمت سیم          راه تکرار بر خطر بستند
یعنی آن کاج سنگدل را نیز           با تبر تکه تکه بشکستند

و حال نسخه جدید این شعر زیبا
 
 
 
 
     
      
   دو کاج        نسخه جدید                      
 
در کنار خطوط سیم پیام
خارج از ده دو کاج روئیدند
سالیان دراز رهگذران
آن دو را چون دو دوست می‌دیدند
روزی از روزهای پائیزی
زیر رگبار و تازیانه باد
یکی از کاج ها به خود لرزید
خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا
خوب در حال من تأمل کن
ریشه‌هایم ز خاک بیرون است
چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با نرمی
دوستی را نمی برم از یاد
شاید این اتفاق هم روزی
ناگهان از برای من افتاد
مهربانی بگوش باد رسید
باد آرام شد، ملایم شد
کاج آسیب دیده ی ما هم
کم کمک پا گرفت و سالم شد
میوه ی کاج ها فرو می ریخت
دانه ها ریشه می زدند آسان
ابر باران رساند و چندی بعد
ده ما نام یافت کاجستان
 
شاعر: محمد جواد محبت،  همان شاعر دوکاج     
     
     

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٥ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

 

ما   را  همه ره ز کوی   بد نامی   باد            وز سوختگان بهره ی ما خامی باد 
نا کامی ما چو هست کام دل دوست           کام  دل   ما  همیشه   ناکامی باد

 

 

****


امروز برای من شرابی ای عشق                    هرچند که از پایه خرابی ای عشق
یک لحظه اگر حال خوشی می بخشی           یک عمر برای دل عذابی ای عشق

 


ای اشک دوباره در دلم درد شدی                  تا دیده ی من رسیدی و سرد شدی
از کودکی ام هر آنزمان خواستمت                  گفتند دگر گریه نکن مرد شدی


یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد               بغضی نفس و گلوی او را آزرد
می خواست که عشق را نمایان نکند                اشک آمد و باز آبرویش را برد


حرفی نزنی طاقت جنجال ندارم                بدجور شکسته ست دلم حال ندارم
درهای قفس باز و دلم عاشق پرواز            از حس پریدن پرم و بال ندارم


هر سو که نگاه میکنی دیوار است             مزد همه در آخر خط آوار است
پیدایش زندگی ما از آغاز                          بر پایه ی رنج بردن و تکرار است


پاییز شدم تا تو بهارم بشوی                     پرونده ی سبز روزگارم بشوی
ای عشق چرا مثل دلم زرد شدی؟             من صبر نکردم که دچارم بشوی


در راه تو بی اراده رفتن خوب است            در چشم تو بی افاده رفتن خوب است
جایی که همه فکر سواری هستند            دنبال دلم پیاده رفتن خوب است


عمریست غم و درد نشانم داده                     در آتش سینه اش امانم داده
رنجور ترین درخت باغش هستم                    هر بار مرا دیده تکانم داده

 


کاری نکنی که جنگ آغاز شود                    حال من و تو دوباره ناساز شود
وقتی همه در سینه کبوتر داریم                  درب قفس گرگ چرا باز شود


با چشم سیاه آمد و رنگم کرد                        با رنگ نگاه خود هماهنگم کرد
وقتی که به چشم های من زل زده بود            دل فکر بدی کرد و خدا سنگم کرد

بوسه


نیست در این گفته من سوسه ای                  گر تو به من قرض دهی بوسه ای
بوسهء دیگر سر آن مینهم                             لحظه دیگر به تو پس میدهم



تو مپندار که من غیر تو دلبر گیرم           ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم
بعد صد سال اگر برسر قبرم گذری          کفنم چاک دهم زندگی از سر گیرم

 

 

 

بی وفا باشی جفایت می کنند          بی وفایی کن وفایت می کنند
مهربانی گرچه آیینی خوش است       مهربان باشی رهایت می کنند

 

 


من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم             به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم 
عطش حسرت دیدار تو را پایان نیست             اشتیاق است که هر لحظه به تو،من دارم 

 

 

ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را            اینگونه به خاک ره میفکن ما را

ما در تو به چشم دوستی می بینیم              ای دوست مبین به چشم دشمن ما را 

 

 

این همه خونی که دنیا در دل ما می کند        جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند
هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم          تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم   

 

 

 

با تو از خاطره ها سرشارم                       با تو تا آخر شب بیدارم 
عشق من دست تو یعنی خورشید            گرمی دست تو را کم دارم

 

 

 

من در غم تو .تودر وفای دگری            دلتنگ تو من تو دلگشای دگری
در مذهب عاشقان روالی باشد          من دست تو بوسم و تو پای دگری

 

 

 

آراسته آمد و چه آراستنی  
پیراسته زلف خود چه پیراستنی
بنشست به می خوردن و برخاست به رقص
به به چه نشستنی چه بر خاستنی

 

 

 

در سکوت دادگاه سرنوشت                  عشق بر ما حکم سنگینی نوشت 
گفته شد دلداده ها از هم جدا              وای بر این حکم و بر این قانون زشت!

 

 

 

دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است 
ساده می افتد 
ساده میشکند 
ساده میمیرد 
دل من تنها سخت میگرید

 

 

 

همه ذرات جان پیوسته با دوست            همه اندیشه ام اندیشه اوست 
نمی بینم به غیر از دوست اینجا             خدابا این منم یا اوست اینجا ؟

 

 

 

در مدرسه از نشاط من کم کردند...                   از فرصت ارتباط من کم کردند... 
هر وقت به هم عشق تعارف کردیم...                 از نمره ی انضباط ما کم کردند...

 

 

 

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود 
شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق می شود

 

 

 

نرسد دست تمنا چو به دامان شما         میتوان چشم دلی دوخت به ایوان شما 
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست       نیمه جانی ست در این فاصله قربان شما

 

 

 

راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی
هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم 
راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی
عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم

 

 

 

دیشب دوباره آمدی به خواب من،
دیدار خوب تو،
تا کوچه های کودکیم برد پا به پا،
شاد و شکفته اما،
فارغ ز هست و نیست،
یک لحظه دست تو از دست من رها شد و خواب از سرم پرید.

 

 

 

وفای شمع را نازم که بعد از سوختن           به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد
نه چون انسان که بعد از رفتن همدم          گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد.

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۸ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

خندهخندهوقتی یک خانم رانندگی می کند  چه اتفاقی به نظر شما می افتد؟


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۸ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

تست هوش طنز)

 

تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.

آماده ای؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

 چارلی چاپلین میگوید آموخته ام که : ...

     
بیایم برای یکبار هم که شده این جملاتو توی زندگیمون به کار ببریم و فقط نخونیم 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

حقیقتی کوچک

 

 

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را 100% بسازند!!!

 

اگر

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

ایا میدانید 2


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

10سوء تعبیر از موفقیت

1- بعضی از مردم به خاطر گذشته‌شان، تحصیلاتشان و... موفق نیستند
هیچ کس نمی‌تواند موفق باشد مگر بخواهد و سپس برای بدست آوردنش بکوشد.

2- افراد موفق اشتباه نمی‌کنند
آن‌ها هم مثل ما اشتباه می‌کنند فقط اشتباهشان را تکرار نمی‌کنند.

3- برای موفق شدن باید 60 (70، 80، 90 و...) ساعت در هفته کار کرد
موفقیت به «زیاد» انجام دادن کاری ربط ندارد، بلکه بیشتر به «درست» انجام دادن آن ربط دارد.

4- فقط اگر قواعد خاصی را اجرا کنیم موفق می‌شویم
چه کسی قواعد را به وجود می‌آورد؟ موقعیت‌ها متفاوتند. گاهی لازم است از قواعد خاصی پیروی کنیم و گاهی نیز باید قواعد ساخته خودمان را بکار بندیم.

5- اگر کمک بگیریم، این دیگر موفقیت نیست
موفقیت به ندرت در تنهایی رخ می‌دهد. آن‌هایی را که به موفق شدن تو کمک می‌کنند، شناسایی کن. تعدادشان کم نیست.

  6-باید خیلی شانس بیاوریم تا موفق شویم
بله، کمی باید شانس آورد اما بیشتر به کار سخت، دانش و جدیت احتیاج است.

7- فقط اگر زیاد پول درآوریم موفقیم
پول یکی از نتایج موفقیت است، اما ضامن آن نیست.

8- باید همه بدانند که ما موفق هستیم
شاید با بدست آوردن پول و شهرت بیشتر، افراد بیشتری از کارتان باخبر شوند. اما، حتی اگر شما تنها کسی باشید که از این موضوع باخبرید، هنوز آدم موفقی هستید. 

9- موفقیت، یک هدف است
موفقیت بعد از رسیدن به اهداف بدست می‌آید. وقتی می‌گویی «می‌خواهم آدم موفقی شوم» از شما سوال می‌کنند: «در چه چیزی؟»

10- به محض این‌که موفق شویم، گرفتاری‌ها هم تمام می‌شوند
شاید فرد موفقی باشی، اما خدا که نیستی. پستی و بلندی‌ها در پیش‌اند. از موفقیت امروزت لذت ببر، فردا روز دیگری است 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

من زندگی را دوست دارم 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

 

به راحتی میشه ... ولی ...

 

به راحتی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد ولی به سختی می شه در قلب او جایی پیدا کرد.
به راحتی میشه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد ولی به سختی می شه اشتباهات خود را پیدا کرد.
به راحتی میشه بدون فکر کردن حرف زد ولی به سختی می شه زبان را کنترل کرد.
به راحتی میشه کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم ولی به سختی می شه این رنجش را جبران کنیم.
به راحتی میشه کسی را بخشید ولی به سختی می شه از کسی تقاضایبخشش کرد.
به راحتی میشه قانون را تصویب کرد ولی به سختی می شه به آن ها عمل کرد.
به راحتی میشه به رویاها فکر کرد ولی به سختی می شه برای بدست آوردن یک رویا جنگید.
به راحتی میشه هر روز از زندگی لذت برد ولی به سختی می شه به زندگی ارزش واقعی داد.
به راحتی میشه به کسی قول داد ولی به سختی می شه به آن قول عمل کرد.
به راحتی میشه دوست داشتن را بر زبان آورد ولی به سختی می شه آنرا نشان داد
به راحتی میشه اشتباه کرد  ولی به سختی می شه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتی میشه گرفت ولی به سختی می شه بخشش کرد.
به راحتی میشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد ولی به سختی می شه به آن معنا بخشید.
و در آخر:
به راحتی میشه این متن را خوند ولی به سختی می شه به آن عمل کرد...

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

جمله های به یاد ماندنی 2

 

برای دیدن ادامه مطلب روی ادامه مطلب زیر کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

جمله های به یاد ماندنی

 

هرگز مغرور نشو ،باییز زمانی رخ میدهد که برگ احساس میکند طلا شده است.

 

حسادت ممکن است با عشق به وجود آید ولی همیشه با عشق نمی میرد

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.


قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.


قانون تعمیر:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.


قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.


قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.


قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.


قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.


قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.


قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.


قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٤ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۳ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

عشق یعنى لرزش هر قلب سنگ
مى شود با عشق،هر سنگى قشنگ
 

در طبیعت هرکس یارى گرفت
از براى خویش دلدارى گرفت
 
دلبر من آسمـانى آبـى است
چهرهْ انســانیش مـهتابى است
 

جمله رفتارش بسى باشد متین
میگذارد پـاخـرامان بر زمـین

 
دلبر مـن عاشق ذات خـداست
زیـنت وزیـور برایـش بـى بهاست
 

جــلوهْ آیــین یــارم ذاتـی است
دلبر من ساده وخوش طینت است
 
یار من همچون پرستو با صفاست
عـاشق زیـباى دنیـاى ماست
 
دلبر من عاشق شعر است وشور
دلـبر مــن در دلش دارد سـرور

 
هر کسى گر این چنین دلبر گزید
بــهره از دنـیا وعـقبایش بـدید

 
هرکه خواهـد بهر یارش شدعزیز
باید او داد خوب را از بد تمیز
 
 زینت آگـه به علم ودانش است
زینت او کى به رخت وپوشش است
  
عشق یعنى حس گـرمى در وجـود
بــاوجـودعشـق سـرمایى نـبـود

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۳ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

ای که تقدیر تو را دور ز من ساخت

سلام

نامه ای دارم از فاصله ها

چند شب بود که من خواب تو را می دیدم

خواب دیدم که فراری هستی

می گریزم از شهر

پاسبان ها همه جا عکس تو را می کوبند

جارچی ها همه جا نام تو را می خوانند

در همه کوی و گذر قصه تبعید تو بود

مردم و تیر و تفنگ

اسبهای چابک

متهم : قاتل گلهای سفید

جایزه : یک گل رزم

دوستت دارم بنویس ...

به کجا خواهی رفت

مردم شهر در پی تو می گردند

نگرانت شده ام

بی جوابم مگذار

پشت پاکت بنویس

متهم : قاتل گلهای سفید

تو که می دانی من عاشق گلهای

قلب" رزم "قلب 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۳ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

دیشب کنار پنجره به یاد تو ستاره بارون شدم
دوباره توی هوای کوچه به خاطرت خیس از نم بارون شدم
دیشب دوباره چشام هوای چشماتو کرد
دیشب دوباره دلم دلتنگیه دستاتو کرد
دیشب دوباره درو به خاطرت نبستم
دیشب دوباره دلو برای تو شکستم
دیشب که دفتر عشقو ورق می زدم
دوباره اسمتو تو گوشه گوشه اون نوشتم
دیشب دیدم دیگه داره دلم برات تنگ میشه
فاصلمون خیلی وقته که داره پررنگ میشه
اگه دوباره نخوای بیای کنارم
 
نمی دونم بدون تو تا کی طاقت میارم
اگه باور کنی که دستام بدون تو سرد و زمستونیه
اگه باور کنی که چشام تو حسرتت ابری و بارونیه
شاید باور کنی که دلم هنوز پیش دلت زندونیه

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۳ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()


 Design By : Pichak