دلنوشته های من

در تـقـدیـر هـر انـسـانـی مـعـجـزه ای خـاص از طـرف خُـدا تـعیین شـده است .........

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق دیوانه که بودم 

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید ، باغ صد خاطره خندید 

عطر صد خاطره پیچید ، یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم 

پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ، ساعتی بر لب آن جوی نشستیم 

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همه محو تماشای نگاهت 

آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام 

خوشه ماه فرو ریخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب 

شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ 

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن ، لحظه ای چند بر این آب نظر کن 

آب آیینه عشق گذران است ، تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است 

باش فردا که دلت با دگران است ، تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن 

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم 

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد ، چون کبوتر لب بام تو نشستم 

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم ، بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم 

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم 

سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشکی از شاخه فرو ریخت 

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت ، اشک در چشم تو لرزید 

ماه بر عشق تو خندید ، یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم 

پای در دامن اندوه کشیدم ، نگسستم نرمیدم 

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم 

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ، بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی
پشت تبریزی ها
غفلت پاکی بود که صدایم می زد
پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
چه کسی با من حرف می زد ؟
سوسماری لغزید
راه افتادم
یونجه زاری سر راه
بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ
و فراموشی خاک
لب آبی
گیوه ها را کندم و نشستم پاها در آب

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نکند اندوهی ‚ سر رسد از پس کوه

چه کسی پشت درختان است ؟
هیچ می چرد گاوی در کرد
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند که چه تابستانی است
سایه هایی بی لک
گوشه ای روشن و پاک
کودکان احساس! جای بازی اینجاست

زندگی خالی نیست
مهربانی هست سیب هست ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا می خواند

 ***شاید آن روز که سهراب نوشت :
 تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت ، هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس
زندگی اجباریست***

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

مثل مداد باش !

 

پسرک از پدر بزرگش پرسید : پدر بزرگ درباره چه می نویسی ؟

پدربزرگ پاسخ داد :درباره تو پسرم ، اما مهمتر از آنچه می نویسم ، مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی ، تو هم مثل این مداد بشوی !

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی ، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

کلینیک خدا

 

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند: 

رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،

لبخندی به ازای هر اشک ،

دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،

نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،

و اجابتی نزدیک برای هر دعا  .

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

ما در ای والاترین رویا ی عشق

ما در ای دلوا پس فردای عشق

ما در ای غمخوار بی همتا ی من

اولین و آخرین معنای عشق

زندگی بی تو سراسر محنت است

زیر پای توست تنها جای عشق

ما در ای چشم و چراغ زندگی

قلب رنجور تو شد دریای زندگی

تکیه گا ه خستگی ها یم توئی

ما در ای تنها نرین ما وای عشق

یا د تو آرام می سا زد مرا

از تو آهنگی گرفته نا ی عشق

صوت لالائی تو اعجا ز کرد

ما در ای " پیغمبر زیبای عشق "

ما ه من پشت و پنا ه من توئی

جا ن من ای گوهر یکتا ی عشق

دوستت دارم تو را دیوانه وار

از تو احیاء شد چنین دنیا ی عشق

ای ا نیس لحظه های بی کسی

در دلم برپا شده غوغای عشق

تشنه آغوش گرم تومنم

                        من که مجنونم توئی لیلای عشق

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

ایرانیان مشهور مقیم آمریکا

فرزاد ناظم  (شرکت یاهو)

پروفسور علی جوان (کاشف لیزر هلیمی)

امید کردستانی  (گوگل)

پیر امیدیار   (ای‌بِی e-bay)

پروفسور لطفی‌زاده (استاد دانشگاه آمریکا و پدر منطق فازی)

ماریا خرسند (رئیس شرکت اریکسون)

وحید تارخ (مخترع کدهای فضا-زمان در مخابرات)

آندره آغاسی (قهرمان تنیس)

حسین اسلامبلچی(رئیس شرکت مخابرات آمریکا AT&T)

بیژن داوری (معاون ارشد شرکت آی‌بی‌ام)

انوشه انصاری (رئیس موسسه فناوری تل‌کام و حامی مالی جایزه انصاری)

فیروز نادری (مدیر پروژهٔ مریخ‌نورد ناسا)

محمد جمشیدی (استاد دانشگاه و عضو همکار در برخی از پروژه‌های ناسا)

  آزیتا ولی‌نیا (استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا)

آزاده تبازاده (دانشمند ایستگاه فضایی ناسا)

کریستین امان‌پور (رئیس بخش خبری سی‌ان‌ان در آمریکا)

شهره آغداشلو (بازیگر)

فریار شیرزاد (معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید)

  کتیا فلک‌شاهی (مدیر شرکت NEA)

بیژن پاکزاد (بزگترین سازندهٔ عطر و طراح لباس جهان)

آسیه نامدار (گوینده اخبار در سی‌ان‌ان)

محسن معظمی (معاون ارشد شرکت سیسکو سیستم)

رودی بختیار (از مجریان خبری در سی‌ان‌ان)

استاد دانشگاه برکلی،کالیفرنیا،آمریکا ومحقق

چگونگی ریزش برجهای دوقلو در حادثه ۱۱ سپتامبر  عبدالحسن آستانه اصل پروفسو

منبع سایت ویکی پدیا

کاش لااقل اونایی که موندن تو ایران قدرشونو بدونیم

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

سوال

مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن

جایزه یک میلیون دلاری را دارد .

سوالات را بخوانید

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

کاش توقحطی شقایق

باز بشیم سوار قایق

بشینیم بریم تودریا

من وتو تنهای تنها

ماهیا خیلی امینن

نمیگن  اگه ببینن

انقدر میریم که ساحل

از من وتو بشه غافل

قایق وباهم می رونیم

میریم اونجاها می مونیم

جایی که نه آسمونش

نه صدای مردمونش

نه غمش نه جنب وجوشش

نه صدای گلفروشش

مث اینجا آهنی نیست

خوبن اما گفتنی نیست

پس ببین، یادت بمونه

کسی ام اینو ندونه

زنده بودیم اگه فردا

وعده ء مالب دریا

 

 

دیوار به جاى مانده از آوارم

دلتنگم و در خلوتم می بارم

هرشب که تمام آسمان تاریک است

بیش ازهمه ء ستاره ها بیدارم

 

 

آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم

آره من قول دادم تا تهش باهات بمونم

ولى سرد شده نگام با یخ دوریت

من فقط یکم شکستم، خوب نگام کنى همونم

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

آیا میدانستید که طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است ؟

 

آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است ؟

 

آیا میدانستید که جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن شیشه و چاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند ؟

 

آیا میدانستید که تمامی خرس‌های قطبی چپ ‌دست هستند ؟

 

آیا میدانستید که فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند ؟

 

آیا میدانستید که بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها میترسند که نمیتوانند آنها را بکشند ؟

 

آیا میدانستید که صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد ؟

 

آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت باکتریهای موجود در گوش را تا ۷۰۰ برابر افزایش میدهد ؟

 

آیا میدانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

 

آیا میدانستید که زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک می‌زنند ؟

 

آیا میدانستید که انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟

 

آیا میدانستید که لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد ؟

 

 

آیا میدانستید که مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند ؟

 

آیا میدانستید که هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب می‌خورد ؟

 

آیا میدانستید که گربه ماهی بیش از ۲۷۰۰۰ عضو چشایی دارد ؟

 

آیا میدانستید که کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوخت فقط ۱۵ متر حرکت می‌کند ؟

 

 

آیا میدانستید که هر آمریکایی به طور میانگین ۲ کارت اعتباری دارد ؟

 

آیا میدانستید که حشراتی مانند مورچه و زنیور هم دیکتاتوری دارند ؟

 

آیا میدانستید که اگر اکسیژن هوا بیشتر بود حشرات بزرگتر و یک سنجاقک به اندازه یک شاهین میشد ؟

 

آیا میدانستید که سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلومتر است ؟

 

آیا میدانستید که خطر ابتلا به آنفلوانزای مرغی ۱ بر ۱۰۰ میلیون میباشد ؟

 

آیا میدانستید که دروان حاملگی کرگدن به ۴۹۰ روز است ؟

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

درخت انجیر از زمانهای بسیار قدیم وجود داشته و از آن استفاده زیادی می‌شده است. در تورات از این درخت نام برده شده و اشعیای نبی ، خرقیا پادشاه آن زمان را در حدود 700 سال قبل از میلاد با انجیر مداوا کرده است. درخت انجیر بومی آسیای غربی و کشورهای مدیترانه است و از آنجا به عربستان ، سوریه و اسرائیل برده شده است. درخت انجیر در نزد یونانیان مقدس و محترم بوده بطوری که صادرات آن ممنوع اعلام شده بود.

 

شاعران و نویسندگان یونانی مانند هومر ، هرودوتوس و افلاطون در نوشته‌ها و اشعار خود آنرا ستوده‌اند در اوائل قرن هجدهم ، انجیر بوسیله میسیونرهای مذهبی اسپانیایی به کالیفرنیا برده شد و امروزه به مقدار زیاد در این ایالت و ایالات جنوبی آمریکا کشت می‌شود. حدود 85 درصد از محصول انجیر به صورت خشک به بازار عرضه می‌شود زیرا انجیر رسیده زود خراب می‌شود.

 

انجیر درختی است با برگهای زرد و پنجه‌ای برنگ سبز خاکستری که بلندی آن تا شش متر می‌رسد و چون در مقابل سرمای شدید مقاومت ندارد بنابراین در مناطق معتدله و گرمسیر کشت می‌شود. درخت انجیر معمولا از سال چهارم شروع به میوه دادن می‌کند و تا سن بیست سالگی میوه می‌دهد.

 

ترکیبات شیمیایی

 

انجیر میوه مغذی و خوش طعمی است. دارای مواد قندی ، مواد ازته ، چربی ، مواد معدنی ، آمینو اسید ، آنزیمهای مختلف و کاروتن می‌باشد. در برگهای آن حدود 0.6 درصد مواد تلخی مانند فی ین Ficusin و برگاپتین Bergaptene وجود دارد. شیره سفیدی که با شکستن شاخه‌های درخت انجیر و یا از میوه نارس آن خارج می‌شود بسیار سمی است و اگر بر روی پوست زده شود سلولها را از بین برده و می‌کشد. برگهای انجیر دارای  Glycosiderutin میباشد

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

 

 

مثلث برمودا و عجایب آن

مثلث برمودا محلی است وهم‌انگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شده‌اند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.

● موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

در غرب اقیانوس اطلس، در آن سوی سواحل جنوب شرقی ایالات متحده ، ناحیه ‌ای وجود دارد که به شکل مثلث است . این ناحیه از برمودا در شمال آغاز می‌شود و تا قسمت جنوبی فلوریدا امتداد می‌یابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزایر باهاما و پورتوریکو،به طول جغرافیایی ۴۰ درجه به سمت غرب کشیده می‌شود و دوباره به برمودا باز می‌گردد.

این ناحیه که به مثلث برمودا معروف است ،در لیست رازهای ناشناخته جهان به مکانی اضطراب انگیز وباور نکردنی به ثبت رسیده است . در این مکان بیش از صدها هواپیما وکشتی بدون آنکه کوچکترین اثری از آنان باقی بماند ، ناپدید شده‌اند .اغلب این حوادث از سال ۱۹۴۵ به بعد روی داده است ،و در طول ۲۶ سال اخیر بیش از ۱۰۰۰نفر در این ناحیه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بی آنکه حتی اثری از جسد یکی از آنها یا نشانه ای از بقایای هواپیماهاو کشتی‌های ناپدید شده باقی مانده باشد .

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد.

این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روییت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از ه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.

● منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.

● مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

الفبای زندگی ...!

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش کار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شکست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداکاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک: ی

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٠ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

وصیت نامه جالب و زیبای حسین پناهی....!!!

 

 

 

 

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم.!

 

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.

 

 

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد.

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید.

کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم.

به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد.

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٩ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

 

شاهسَوَن (به لهجه‌ی ترکی اِلسَوَنی: شَسَوَن یا شَهسَوَن) نام تعدادی از گروه های ایلی است که در بخش هایی از شمال غرب ایران بویژه دشت مغان و اردبیل و نواحی خرقان و خمسه ، واقع در میان زنجان و تهران به سر میبرند. شواهد موجود بیانگر آن است که اگر نه همه ، دست کم تعدادی از این گروه ها از دشت مغان به خرقان و خمسه کوچیده اند.(که البته نباید این گروه را با اتحادیه ایل خمسه فارس اشتباه گرفت) [۱]

 

 

 

با وجود اسناد نسبتا فراوانی که راجع به تاریخ شاهسون‌ها وجود دارد ، منشا پیدایش شاهسون‌ها و ایل شاهسون هنوز در پرده‌ی ابهام قرار دارد. گمان میرود ایل شاهسون مجموعه‌ای از گروه‌های قبایلی باشند که حدودا بین قرن شانزدهم و هیجدهم به صورت اتحادی ای گردهم آمدند. در قرن حاضر درباره‌ی منشا پیدایش شاهسون‌ها سه روایت متفاوت وجود دارد. از جمله این روایات از جانب سرجان ملکم است با این شرح که می‌گوید:

 

«          "شاه عباس اول از همان آغاز سلطنت ناگزیر به مقابله با زیاده طلبی امیران بزرگ قبایل قزلباش برخاست. وی بدین منظور، برخی از سران قزلباش را به خاک هلاکت نشاند و برای مقابله با طغیان قبایل قزلباش قبیله‌ای تاسیس نمود و آن را شاهسون یعنی دوستدار شاه نامید و از همه مردان قبایل خواست تا به عنوان عضوی از این قبیله ثبت نام نمایند. شاه این قبیله را به عنوان فداییان و سرسپردگان خاندانش در نظر گرفت و با حمایت ویژه‌ای که از این قبیله به عمل آورد، آن را از دیگران متمایز و بر جسته ساخت."        »

ولادیمیر مینورسکی در مقاله ای با عنوان "شاهسون" که در دایره‌المعارف اسلامی درج گردیده است، خاطر نشان می‌کند که اسناد و شواهد موجود روایت مالکم را تا حدی مغشوش ساخته است زیرا منابع تاریخی عصر صفوی ما را به این حقیقت که شاه عباس اول قبیله‌ای را ایجاد نموده و آنرا شاهسون نامیده باشد رهنمون نمی‌سازد.

 

روایت شاهسون‌ها متفاوت با روایت مالکم است. اما در تضاد با آن نیست و تنها در جزئیات اختلاف وجود دارد. شاهسون‌ها نیز مهاجرت اجدادشان را ار آناتولی تائید نموده‌اند. روایت رسمی و مورد قبول افراد ایل که در نوشته‌های مربوط به ایل شاهسون نیز منعکس گردیده، در قرن حاضر الویت یافته است. به اعتقاد شاهسون‌ها ایل شاهسون از سی و دو طایفه با موقعیتی برابر تشکیل شده است. شاهسون‌ها مدعی هستند که آنان هیچ وقت تحت امر یک رئیس ارشد نبوده‌اند.. مطابق نظریه‌های رایج، شاهسون‌ها در زمان صفویه در مغان به سر می برده‌اند. اما در مورد بومی بودن و یا مهاجر بودن آن‌ها به منطقه و در صورت پذیرش مهاجرت، بر سر زمان مهاجرت اختلاف دیدگاه وجود دارد.

 

با توجه به روایات و سندیت های تاریخی موجود ، اتحادیه ایل شاهسون از چند طایفه شامل بومیان دشت مغان(احتمالا آلان ها ) و مهاجرینی مانند اعقاب طوایف افشار و طوایف شاملو (مهاجر از آناتولی) و برخی از قبایل قزلباش و غزهای ترک نژاد آسیای میانه) تشکیل یافته باشد که تحت یک اتحادیه سیاسی ، نظامی و اجتماعی خاص با زبان رسمی ترکی برای افراد ایل، گرد هم آمده اند و در سده های ۱۶ ۱۸ میلادی نقش سیاسی و نظامی پر رنگی را در تاریخ منطقه و حتی ایران داشته اند.[۲] [۳]

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٩ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

نامه عاشقانه خیلی جالب حتما باید تا آخر بخونی
نامه عاشقانه خیلی جالب حتما باید تا آخر بخونی تا متوجه بشی

نامه یک پسر عاشق به دوست دخترش لطفا تا آخرشو بخونید تا متوجه عشق پسر به دوست دخترش بشید.

1- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکردم


2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو


3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم


4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و


5- این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره روزی باید


6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم که


7- شریک زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار کوتاه بود اما


8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و


9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم


10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ کس نمیتواند تحمل کند و با این وضع


11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را


12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم


13- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان که


14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش


15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت کننده است اگر


16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم که


17- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش


18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت که دارای کمترین


19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه


20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمتوانم قانع شوم که


21- تو را دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم .

و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

با خود پیمان ببندید آنقدر قوی شوید که هیچ چیز وهیچ چیز وهیچ چیز آرامش ذهنتان را به هم نریزد.

با خود پیمان ببندید در هر گفتگویی کلامی از سلامتی شادی و ثروت را بر زبان جاری سازید.

با خود پیمان ببندید به تمام موجودات زنده با لبخند نگاه کنیم.

لبخند

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱۱ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

صبحی گره از زمانه وا خواهد شد       راز شب تار بر ملا خواهد شد

در راه عزیزی ست که با امدنش         هر قطب نما قبله نما خواهد شد

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٩ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

روداست علی پاک و زلال است و روان      کوه است علی که استواراست وگران

من رودندیده ام چنین پا برجا                  من کوه ندیده ام در جریان

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٩ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()

برخیز که راه رفته را برگردیم           با عشق به آغوش خدا برگردیم

در عرش صدای ارجعی پیچیده ست         یا ایتها النفس بیا برگردیملبخند

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٩ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ توسط امین شاهسون نظرات ()


 Design By : Pichak